گربه های شیطون

 

 

 

دیگه دارم از دستشون خسته میشم ... گرچه خیلی دوستشون دارم ولی تحملم داره تمام میشه دو تا پسر کوچولو و شیطون ....
گلدون به اون بزرگی رو از جاش انداختند پائین خوشبختانه یک صندلی زیر میز گلدونه بود و خدا رو شکر که برگهاش چیزی نشدند. حالا با یک گلدون دیگه دارند بازی میکنند میدونم که اینم بزودی سقوط میکنه و میشکنه... چند بار رفتم باهاشون دعوا کردم ولی باز دوباره میرند سراغ گلدونه...
صدامم نمیتونم بلند کنم چون همسر خسته من خوابیده...

/ 0 نظر / 7 بازدید