ماجرای سيب قرمز

تا حالا شده که حوصله انجام بعضی از کارهای حتی ضروری خودتون رو نداشته باشيد ؟ توی اين چند هفته اخير من چند مدل از اين کارها داشتم که واقعا می بايست انجام می دادم ولی اصلا حوصله نداشتم ولی ديگه چکنم که اينجا جز من نه خواهری هست نه مادری نه کسی ديگه که بعضی وقتها که حوصله نداری ازشون خواهش کنی برات انجام بدند خوب ميدونستم که فقط خودم بايد اينکارها رو انجام بدم اگر دست بهشون نزنم و ماهها اينجا بمونند بازم آخرش  پای خودم هست مثلا ما دو تا درخت خوشگل سيب جلوی خونه مون داريم و طبعا امسال کلی سيبهای خوشگل و قرمز برامون به بار آورد حالا من اصلا اهل سيب خوردن نيستم بايد با اين سيبها چکار کرد؟؟

همسر بنده که مخالف شديد اسراف کاری هست همه اين سيبها رو هر روز ميچينه و به من بيچاره ميگه که با اين سيبها ژله سيب درست کنم وای که چه حوصله ايی ميخواد ژله درست کردن نه اينکه من آدم تنبلی باشم هااا نه ولی چون اهل سيب و ژله آن نيستم حوصله درست کردن اينهمه ژله رو ندارم به هر حال اين سيبها رو تا آنجايی که ميتونستم بذل و بخشش کردم ولی باز سيب داشتيم و من هر روز اينا رو ميديدم و به روی مبارک نمی آوردم ولی تا کي؟؟؟

خلاصه يکروز با يک همت انقلابی شروع کردم به پختن ژله سيب و تمام روز رو مشغول درست کردن ژله ها شدم و جالب اينجاست که هر کس ميا مد خونمون و يا ما هر کجا برای ديدن کسی می رفتيم دو تا شيشه ژله سيب بهشون ميدادم ...

حالا نتيجه گيری اينکه اگر ميخواهيد وجدان درد نگيريد از همون اول شروع کنيد به انجام کاری که رو دستتون مونده من اين سيبها رو بيشتر از يکماه نگه داشتم و توی اين يکماه هر روز وجدان درد داشتم خوب اگر روز اول اين کاررو می کردم نهايتش يکروز يا دو روز خستگی بود بعدش ديگه اينهمه اعصابم خرد نميشد موقع ديدن سيبها که رو هم تلنبار ميشدند...

/ 0 نظر / 8 بازدید