زندگی و زمانه مايکل ک

وقتی قابله به مايکل ک کمک کرد از شکم مادرش به دنيا بيايد.اولين چيزی که نظرش را گرفت لب شکری او بود . لب مثل شکم حلزون تاب خورده بود و سوراخ چپ دماغ هم گشادو باز بود.  قابله لحظه ايی بچه را از نگاه مادرش دزديد و انگشتش را در غنچه کوچکی که حکم دهان را داشت کرد و وقتی ديد سق بچه سالم است نفس راحتی کشيد ...

قسمتی از کتاب زندگی و زمانه مايکل ک اثر جی .ام کوتسيا و ترجمه مينو مشيری

علاوه بر جايزه نوبل ۲۰۰۳ تاکنون يازده جايزه ديگر به آثار کوتسيا تعلق گرفته است .

 کتابهای کوتسيا حجيم نيستند و اغلب به ۳۰۰ صفحه نمی رسند ٬ اما در عوض پر مايه اند. در رمانهای زندگی و زمانه مايکل ک و در انتظار وحشی ها از مردان و زنانی می نويسد که با تاريخ دست و پنجه نرم می کنند . او می گويد: تاريخ ما به گونه ايی است که بنا گاه مردم عادی بايد تصميمات حاد بگيرند . اما آنها به چنين موقعيتهايی عادت ندارند . من تصور می کنم در ۴۰ سال گذشته آفريقای جنوبی کشوری بوده که مردمش با ديون اخلاقی عظيمی روبرو بوده اند .

 

/ 0 نظر / 5 بازدید