هيچ ربطی به باغبونی من نداره ولی خيلی دوستش  ميدارم

 

 افسرده از این عشق رسوا میروم
دلخسته از این بار غمها میروم
تنها شدم . تنهای تنها میروم
ای با دل دیوانه من آشنا
ای از من و افسانه های من جدا
تنها شدم . تنهای تنها میروم
ای همه خواب و خیالم . خواهم که بازآیی کنارم
روشن کنی شبهای تارم
بی تو من کسی ندارم . بیا دگر که بیقرارم
دور از تو . امیدی ندارم
چشم مرا از گریه دریا میکنی
با آشنا بیگانگیها میکنی
با من چرا امروز و فردا میکنی؟
از زندگی سیرم مکن ای بیوفا
آتش مزن قلب پر از عشق مرا
با من چرا امروز و فردا میکنی؟
ای همه خواب و خیالم . خواهم که بازآیی کنارم
روشن کنی شبهای تارم
بی تو من کسی ندارم . بیا دگر که بیقرارم
دور از تو . امیدی ندارم

/ 0 نظر / 7 بازدید